دارایی پرریسک به هر داراییای گفته میشود که با درجهای از ریسک همراه باشد. این اصطلاح معمولاً به داراییهایی اشاره دارد که نوسان قیمتی قابلتوجهی دارند، مانند سهام، کالاها، اوراق قرضه با بازده بالا، املاک و مستغلات و ارزها.
به طور مشخص، در زمینه بانکداری، دارایی پرریسک به داراییای گفته میشود که یک بانک یا مؤسسه مالی در اختیار دارد و ارزش آن ممکن است به دلیل تغییر نرخ بهره، کیفیت اعتباری، ریسک بازپرداخت و موارد مشابه دچار نوسان شود.
این اصطلاح همچنین میتواند به سرمایه سهام در یک شرکت تحت فشار مالی یا نزدیک به ورشکستگی اشاره داشته باشد، زیرا ادعای سهامداران در اولویت پایینتری نسبت به دارندگان اوراق قرضه و سایر وامدهندگان قرار میگیرد.
ارز دیجیتال: پرداخت روزانه یا دارایی پرریسک؟
با توجه به این تعریف، ارزهای دیجیتال نیز بهعنوان یکی از مهمترین نمونههای دارایی پرریسک شناخته میشوند. نوسانهای شدید قیمتی، نبود پشتوانهی سنتی، وابستگی به شرایط عرضه و تقاضا و همچنین حساسیت به اخبار و مقرراتگذاری، باعث شدهاند رمزارزها در ردیف داراییهایی قرار گیرند که میتوانند هم فرصتهای بزرگ برای سودآوری ایجاد کنند و هم ریسک از بین رفتن سرمایه را به همراه داشته باشند. بنابراین بررسی جایگاه ارزهای دیجیتال در دستهی داراییهای پرریسک، اهمیت ویژهای در تحلیل بازارهای مالی امروز دارد. البته که هدف اولیه رمز ارز ها، مخصوصا بیتکوین این بود که ارزی همتا به همتا برای تراکنش های روزانه باشد، اما طی گذشت زمان، با نگاه سفته بازانه مردم و انتظار برای فروش با قیمت های بالاتر، میتوان در حال حاضر به بیت کوین و آلت کوین ها دارایی پرریسک گفت.
البته پرریسک بودن به این معنا نیست که نباید روی چنین داراییهایی سرمایهگذاری کرد. اتفاقاً وجود داراییهای پرریسک در یک پرتفوی میتواند فرصت رشد و بازدهی بالاتری ایجاد کند، اما نکته اصلی مدیریت صحیح ریسک و تنوعبخشی هست. در مدیریت پرتفوی، داراییهای پرریسک معمولاً در کنار داراییهای کمریسکتر قرار میگیرند تا تعادل بین ریسک و بازده حفظ شود. به عبارت دیگه، بخش مشخصی از سرمایه میتواند به داراییهای پرریسک مثل ارزهای دیجیتال اختصاص پیدا کنه، ولی همیشه باید متناسب با میزان تحمل ریسک سرمایهگذار و اهداف مالی بلندمدت تنظیم شود.
رویآوردن سرمایهگذاران به داراییهای پرریسک اغلب در شرایطی رخ میدهد که محیط اقتصاد کلان ترکیبی از نرخ بهره پایین، سیاستهای پولی انبساطی و چشمانداز مثبت رشد اقتصادی را ارائه دهد. هنگامی که بازده داراییهای کمریسک مانند اوراق خزانهداری یا سپردههای بانکی کاهش مییابد، سرمایهگذاران برای جبران این شکاف بازده به سمت گزینههایی با ریسک بالاتر مانند سهام، ارزهای دیجیتال، کالاها یا بازارهای نوظهور حرکت میکنند. نمونه بارز آن دوره پس از بحران مالی ۲۰۰۸ است؛ زمانی که فدرال رزرو ایالات متحده و سایر بانکهای مرکزی سیاستهای تسهیل کمی (Quantitative Easing) را اجرا کردند و با تزریق نقدینگی گسترده، شرایطی فراهم شد که سرمایه به سرعت به سمت بازارهای سهام و سایر داراییهای پرریسک سرازیر گردید. همین روند موجب شد از سال ۲۰۰۹ تا نیمه دهه ۲۰۱۰ شاهد یکی از طولانیترین دورههای رشد بازارهای مالی در تاریخ باشیم.
نمونهی دیگر در سالهای پس از همهگیری کرونا (۲۰۲۰) مشاهده شد؛ هنگامی که دولتها و بانکهای مرکزی در سراسر جهان بستههای محرک اقتصادی عظیم و نرخهای بهره نزدیک به صفر را اعمال کردند. این شرایط باعث وفور نقدینگی و در نتیجه، شکلگیری اشتیاق گسترده برای داراییهای پرریسک شد. بازار سهام آمریکا رکوردهای جدیدی ثبت کرد، ارزهای دیجیتال مانند بیتکوین و اتریوم رشد چندصددرصدی را تجربه کردند، و حتی داراییهای نوظهوری چون NFT ها در مدت کوتاهی توجه سرمایهگذاران خرد و نهادی را به خود جلب کردند. علاوه بر این، عوامل رفتاری مانند ترس از دست دادن فرصت (FOMO)، تبلیغات گسترده رسانهای، و ورود بازیگران نهادی معتبر، به این موج دامن زدند. این تجربه تاریخی نشان داد که ترکیب سیاستهای حمایتی اقتصادی، وفور نقدینگی، و خوشبینی سرمایهگذاران میتواند بستری فراهم کند که مردم بیش از پیش به سمت داراییهای پرریسک حرکت کنند، حتی اگر خطرات پنهان آنها به وضوح قابل مشاهده باشد.
در مقابل، شرایط اقتصادی و روانی که رشد نامطمئن، افزایش نرخ بهره، تورم بالا و بیثباتی سیاسی یا مالی را همراه داشته باشد، معمولاً سرمایهگذاران را به سمت داراییهای کمریسک و امن سوق میدهد. به عنوان مثال، بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ نمونه بارزی از این وضعیت است؛ سقوط بازارهای مسکن و اوراق بهادار، ورشکستگی مؤسسات مالی بزرگ و کاهش اعتماد عمومی به سیستم بانکی باعث شد سرمایهگذاران به اوراق خزانهداری آمریکا و طلا پناه ببرند و داراییهای پرریسک را رها کنند.
همچنین افزایش عدم اطمینان از مقرراتگذاری، ریسکهای ژئوپلیتیک و نوسانات شدید بازار میتواند موجب ایجاد دورههای «ریسک-خاموش» (Risk Off) شود؛ دورههایی که در آن سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهای نقدشونده و کمریسک را نگه دارند و سرمایهگذاریهای پرریسک خود را کاهش دهند. نمونهای دیگر این وضعیت در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ رخ داد، زمانی که بحران بدهی دولتی در اروپا و نگرانیها از «شیب مالی» آمریکا باعث شد علاقه به داراییهای پرریسک کاهش یابد و جریان سرمایه به سمت طلا و اوراق قرضه امن تقویت شود. این شرایط نشان میدهد که حتی داراییهایی با پتانسیل سود بالا، بدون توجه به محیط اقتصادی و روانی، همواره در معرض ریسک خروج سرمایه هستند و مدیریت پرتفوی هوشمندانه نیازمند شناسایی چنین سیگنالهایی است.
آیا ما هم باید در دارایی های پرریسک سرمایه گذاری کنیم؟
در نهایت، داراییهای پرریسک میتوانند بخش مهمی از یک پرتفوی سرمایهگذاری باشند و نقش کلیدی در افزایش بازدهی و محافظت از ارزش سرمایه در بلندمدت ایفا کنند. حتی در شرایطی که تورم به سطح بسیار بالایی رسیده و قدرت خرید سرمایه کاهش مییابد، این نوع داراییها میتوانند به عنوان ابزاری برای حفظ سرمایه و ایجاد سود واقعی عمل کنند، مشروط بر آنکه مدیریت ریسک و تنوعبخشی به پرتفوی رعایت شود. به عبارت دیگر، سرمایهگذاری هوشمندانه در داراییهای پرریسک، نه تنها فرصت رشد سرمایه را فراهم میکند، بلکه به سرمایهگذاران امکان میدهد در مواجهه با شرایط اقتصادی نامطمئن، ارزش داراییهای خود را حفظ کرده و از کاهش قدرت خرید جلوگیری کنند.




